تبلیغات
بسم رب العشق... - زورکی نخند عزیزم...
سلام...
این روزها شده ام شبیه شبکه نسیم... بی مزگی برنامه های خود را با گذاشتن صدای خنده روی تصویر ، برطرف می کند... من هم گرفتگی خودم را با صدای خنده و لبخند الکی می پوشانم...
خاطرات دوسال گذشته هر چند دقیقه به یادم می آید و افسوس... بگذریم...
خدایا!
این روزها همان هایی که روزی رویشان حساب می کردم ، تحقیرم می کنند... نا راحت نمی شوم...فقط توبه میکنم... توبه می کنم از اینکه چرا جز تو روی دیگری حساب باز کردم... خدایا...توبه... خدایا ببخش مرا...روی غیر تو حساب باز کردن یعنی غرق شدن... ومن چه دیر فهمیدم که دارم غرق میشوم...ببخش مرا...میدانم می پذیری دوباره مرا...
از ذره هم ذلیل ترم در حریم تو...نور ولایت است دلیل نمود من... مهر علی و آل ضمیمه اگر نبود...دیگر بها نداشت قیام و قعود من...
پ ن :این روزها فیس بوک سرم را گرم کرده...ولی هنوز اینجا بهترین جا برای دل نوشته هاست...
پ ن : اگه یه نگاه کنی ، مرتبه پیدا می کنیم آقا...ای مهر روح پرور تو مانع سقوط...ای نام دلربای تو ذکر صعود من...صلی الله علیک یا اباعبدالله...
یاعلی



طبقه بندی: دلنوشته های "من"...،  همینجوریهای "من"...،  خاطرات "من"...، 

تاریخ : پنجشنبه 5 تیر 1393 | 06:14 ب.ظ | نویسنده : پسرك | نظرات

  • راه آرام
  • راکت
  • راه بلاگ