تبلیغات
بسم رب العشق... - اگر عاشقانه می نویسم...
سلام ...
اگر عاشقانه می نویسم دلیلش عاشق شدنم نیست...شکست عشقی خوردن هم نیست... دلیلش شاید این باشد که می نویسم که عاشقی از یادم نرود... نه این هم نیست...
عاشقانه می نویسم تا کسی نفهمد چه می کشم از روزگار... 
تا اگر کسی گفت:این چرا تو وبلاگ اینجوری می نویسه؟ دیگری بگوید:ولش کن...عاشقه...جواب رد شنیده... و قس علی هذا...
از عشق زمینی می نویسم تا سین جیم نشوم که :چه مرگت است؟
بگذار این روزهای مرگبار بگذرد...این روزهایی که فقط باید +سکوت+ کرد... شاید بعدها گفتم چه بر سرم آمد...چه بر سرم آوردند... بدون اینکه مقصر باشم... بیگذریم... البته می دانم اگر بگویم اجرش از بین می رود...
پ ن 1 : سخت است حال ما را درک کردن...می دانم...ولی مدیونید اگر فکر کنید عاشق کسی شدهام...از این عشق های زمینی...
پ ن 2 : عشق فقط یک کلام...حسین علیه السلام... ای کاش بودم کربلا...همراهت ای خون خدا...می شد سرم از تن جدا...می رفت روی نیزه ها...یا لیتنا کنا معک...
پ ن 3 : فردا به زیارت شهدا می روم...
یاعلی



طبقه بندی: خاطرات "من"...،  همینجوریهای "من"...،  دلنوشته های "من"...، 

تاریخ : چهارشنبه 31 اردیبهشت 1393 | 11:15 ب.ظ | نویسنده : پسرك | نظرات

  • راه آرام
  • راکت
  • راه بلاگ