تبلیغات
بسم رب العشق... - كاش می دانستم چیست؟
سلام...

این روزها كوچه مان یك مهمان جدید دارد و آن ، عكس "عمو مجید" است...

شاید برای كمتر كسی پیش بیاید كه تا درب خانه را باز می كند ، اولین تصویری كه به  چشمش می خورد ، تصویر یك شهید باشد... آن هم شهیدی هم خون...

با دیدن تصویرش ناخودآگاه شعرهای حامد زمانی به ذهنم رسید...

"به این عكسها خیره شو ، خیره شو..."
 ...یه باری از امروز رو دوشته ، كه واسش یه عمره زمین می خوری ، همه منتظر تا ببینن كجا ، تو از جاده عشق دل می بری..."


معلم دبستانمان می گفت : در روستایی هیچ كس خلافی مر تكب نمی شد ، شخصی علت این موضوع را پرسید... گفتند : اهالی این روستا ، مرده های خود را جلوی درب منازلشان دفن می كنند ، برای همین همیشه به یاد مرگ هستند... و هیچ گاه خلافی مرتكب نمی شوند...

نمی دانم من كه هر روز صبح باید با "عمو مجید"  به قول دختربازها "چشم تو چشم"  بشوم ، عاقبتم چه خواهد شد؟

پ ن : كاش می دانستم چیست ، آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست...
پ ن : دعا كن برای شهادتم... دوست دارم عكس "من" هم بخورد سر كوچه...

یاعلی





تاریخ : پنجشنبه 14 آذر 1392 | 02:09 ب.ظ | نویسنده : پسرك | نظرات

  • راه آرام
  • راکت
  • راه بلاگ