تبلیغات
بسم رب العشق... - حاج آقای ما...
آدم .اگر بخواهد خود جوش و خود سر پیش برود هم خودش به سوی نابودی می رود و هم اطرافیانش را به گمراهی می کشاند.نه اینکه در یک برهه از زمان از محضر استاد استفاده کند و بعد جدا شود بلکه باید همیشه و در همه حال باید دستش در دست یک عالم و استاد ترجیحاً روحانی و مجتهد باشد والا به گمراهی می رود
آن مداحی که هزار تا جوان پای منبرش می آیند خیلی نیاز دارد از کسی که دستش در دست امام زمان(عج) باشد بهره ببرد.و الا یک سری مشکلاتی که الان می بینیم در جامعه به وجود می آید. مسیرهایی را می روند که درست نیست و یک سری تبعات این چنینی دارد. بنابراین لازمه هر کاری داشتن استاد است.




برخی هم می‌گویند ما با این سبک خواندن، جوان را به مجلس امام حسین می‌کشیم تا به جای خلاف در خیابان، انرژی‌اش را این‌جا تخلیه کند. آخر هر جذبی که صحیح نیست. ممکن است وسایل دیگری خیلی بیشتر جذب بکند، اما آیا درست است؟ این‌ها جذب چه می‌شوند؟ اگر واقعا جذب امام حسین بشوند باید عملشان در جامعه بروز کند. ولی بعضاً این‌طور نیست. بعضی از این جوان‌ها می‌بینند این‌جور عزاداری با همه‌چیزشان می‌خواند. هرکاری بخواهند می‌توانند بکنند، بعد هم بروند توی این مجالس سینه بزنند. این جذب نیست. هر چه آدم اصولش را محکم‌تر نگه دارد، جذابیت‌اش بیشتر است. همیشه وقتی ما از دید خودمان چیزهایی به دین بستیم و فکر کردیم باعث جذب می‌شود، همان به دین لطمه زده. ممکن است در برهه‌ای از زمان یک دسته‌ای را بیاورد ولی تا یک باد بوزد همه‌شان می‌روند



موضوعِ دیگری را هم که مداحان محترم باید مورد توجه قرار دهند این است که مصیبت امام حسین را بخوانند. بینید گاهی در بعضی از مجالس، در سر تا سر برنامه، چیزی که کمتر خبری از‌ش هست، عزاداری امام حسین است. اشعار طوری‌ست که برای عشق خودشان سینه می‌زنند. عشق به امام حسین، عشق به کربلا یا این‌ها، به‌هرحال حرف عشق خودشان است، حرف مصیبت امام نیست. حرف عزاداری نیست. مثلاً خطاب به امام می‌گویند من نوکر و خدمتگزار شما هستم و سینه می‌زنند. این کار خطایی نیست، ولی عزاداری هم نیست. ذکر مصیبت حسینی نیست.

دوستی روحانی داشتیم به نام شیخ محمود غفاری، که خیلی هم فاضل بود. شهید شد. وقتی عزاداری می‌کردیم سینه می‌زد. وقتی از عزاداری خارج می‌شدیم و از این حرف‌ها می‌زدیم، سینه نمی‌زد و ساکت می‌شد. می‌گفت ما اجازه داریم به خاطر امام حسین به خودمان لطمه بزنیم. سینه و زنجیر بزنیم، نه برای خودمان. به من می‌گفت مثلاً آن‌جا که خواندی: «نماز بی‌ولای او، عبادتی است بی‌وضو» شعر بدی نبود ولی عزای امام حسین هم نبود.

پ ن : عاشق خلوص و سادگی و گمنامی حاج آقام... حاج آقا ماشاءالله (به قول حاج آقای جاودان)



طبقه بندی: فرهنگ زدگی های "من"...، 

تاریخ : جمعه 24 آبان 1392 | 12:43 ق.ظ | نویسنده : پسرك | نظرات

  • راه آرام
  • راکت
  • راه بلاگ