تبلیغات
بسم رب العشق... - اصن یه وضعی

سلام

1.همیشه معلم‌های مدرسمون می‌گفتن که ماها آینده‌سازان این مملکتیم. اما هرچی نگاه می‌کنم می‌بینم تا وقتی که پدر پدربزرگ اون معلم هنوز گزینه پیشنهادی وزارته، دیگه چه جایی برای ما و حتی معلم‌هامون باقی می‌مونه؟!


2.شب انتخابات دعا می کردم که خدایا کار به جایی نکشه که مجبور بشم  بین قالی باف و روحانی یکی رو انتخاب کنم... الان می گم خدایا ... خوردم...


پ ن 1:حلقه بسته مدیریتی که میگن همینه دیگه...احمدی نژاد 8 سال با این حلقه بسته مبارزه کرد... ولی زورش نرسید...

پ ن 2:کاش همیشه انقدمستجاب الدعوه بودم...

یاعلی




طبقه بندی: سیاست زدگی های "من"...،  همینجوریهای "من"...، 
برچسب ها: حلقه های بسته...،  

تاریخ : شنبه 26 مرداد 1392 | 01:58 ب.ظ | نویسنده : پسرك | نظرات

  • راه آرام
  • راکت
  • راه بلاگ